gototopgototop
 

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size


یک سرخ پوست خوب ...

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
سه‌شنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ / ۲۲ ربیع‌الاول ۱۴۳۳ / ۱۴ فوریه ۲۰۱۲ / ۲۲:۳۳یک سرخ پوست خوب...



خدا رو شکر که ایران نیستم و حق شرکت در راى گیرى مجلس رو ندارم!
خیلى دوست داشتم دنیاى سیاست براى سیاستمداران ظرف زمانى داشت. یعنى هرکس بیشتر از یک مدت خاص اجازه حضور در این صحنه رو نداشت. اعتقاد چندان افراطى اى به حکومت مدام العمر ریش سفیدان و استفاده ابدالعمرى از "خبرگان کار کشته" (در مسند قدرت) ندارم ، چون راحت ازش سوء استفاده میشه و "شیفته گان خدمت" رو به "تشنگان قدرت" بدل میکنه. دلیلى هم میشه براى پشت کنکور نگهداشتن نخبگان جوان.
نمیدونم چه سرى در قدرت هست که هرکس بهش دست میده باهاش ازدواج میکنه و حق طلاق رو هم از دو طرف ماجرا صلب میکنه.
واى بروزى که چند شیفته خدمت یک جریان بشند و باند و حتى یک فامیل ! دیگه براحتى میتونند یک کشور و حتى یک دنیارو به گروگان بگیرند.
خیلى دوستداشتم بجاى یک مشت "پاتال" همیشه از خود متشکر و قرقرو و زر زرو یکسرى جوان متخصص و متعهد و مخلص که تعدادشون تو ایران بشکرانه خداوند کم هم نیست بر مسند میاومدند و توفیق بازنشستگى رو به برخى از برادران همیشه در صحنه همه چیز و همه جا میدادند. اما حیف که نخبگان ما همیشه بعد از گذر از پل دنیا و دیدار حضرت حق تایید صلاحیت و در کنار آن به ما معرفى میشن سردارانى چون شهیدان اخیر شهریارى ، علیمحمدى ، رضائى نژاد ، روشن ...
دریغا که از قدیما گفتن " یک سرخ پوست خوب یک سرخ پوست مرده است "!

مهدى صیادى فرد
استکهلم سوئد
بیست و ششم بهمن ماه ١٣٩٠


پینوشتى در خصوص نظر داش مسعود در بخش نظرات همین مطلب:


شروع نقل قول ["مسعود"] سلام ... خوبی ؟ چه عجب به جمال ما !!!!!
خب مخالفین شما هم که همین حرفو در مورد رهبر شما میزنن چرا به اونجا که میرسه بامتون دو هوایی میشه ؟!!!
البته گور بابای آمریکا و طرفدارانش.
پایان نقل قول [مسعود]

رهبرى براى اومدن سر قدرت اونهم بصورت یک فقیه نتنها تلاشى نکرد که براى انتخاب شدنش مخالف بود و گریه کرد.
الآن هم اونطور که بگوش من میرسه براى رفتن التماس میکنه ولى خبرگان قبول نمیکنن.
خبرگان رهبرى حالا تو جامعیتش ممکنه بحث باشه که بحثیست فنى و فقهى براى کسانیکه بیشتر از "تصمیم کبرى" خوندند. صرف نظر از اینکه اگر مردم به همونها هم راى ندند کار لنگ میمونه.
سید على براى من برعکس بادنجان دور قابچینان منهاى رداى ولایتش یک روحانیست مثل همه اونهاى دیگه ولى تا زمانیکه این ردا از صدقه سر "صاعناً لنفسه ، حافظاً لدینه مخالفاً لهواء ، مطیعاً لامر مولائى" اش بر تنشه به منزله نائب علیست و بعنوان عمود خیمه کشور و دینم قبولش دارم.
جلسه خبرگان رهبرى تا چند روز دیگه در جستجوى رهبرى والاتر همایشى جدید برپا میکنه.
تو بگو چه کسی رو جاى خامنه اى بگذارند که همین صلابت رو داشته باشه و در فرمول دینى بالا هم بگنجه (فان کان من الفقهاء ....)؟
ببینم مکارم خوبه؟
صانعى؟ اصلاً سیستانى؟
یا شاید ط.......... [ ادامه مطلب ]
 

رژیم شعبده باز جمهورى اسلامى!

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
یک‌شنبه، ۲۵ دی ۱۳۹۰ / ۲۰ صفر ۱۴۳۳ / ۱۵ ژانویه ۲۰۱۲ / ۱۱:۵۸


.رژیم شعبده باز جمهورى اسلامى!

...::::: جهت دیدن عکسهاى بیشتر روى عکس کنارى کلیک کنید :::::...

عکس دو سال پیش خانم نگار منظمى (منیژه)
انصاف هم خوب چیزیه ها !
نصف و نیمون شبى زنگ زده که " آقا مهدى منیژه رو تو ایران گرفتند و باباش رو هم اعدام کردند" !
مثل یخ وا رفتم !
منیژه ! باباش ! اعدام ! زندان !
اگر یکى گفته بود که بابام تو یکى از اقیانوسهاى دولاب یک قاره جدید کشف کرده باورش برام راحتتر بود !
منیژه ! باباش ! اعدام ! زندان !
نه ، هیچ جورى ، جور در نمیاد.
عجب بار غم فزاى جانسوز و خرکى اى !

شهناز خانم ، خانواده و طایفه اش رو از زمان لنگر انداختن کشتى نوح اینها میشناسم.
شوهرش باهام دوست صمیمى بود و دخترش از بچه گى با بچه هاى خودم بزرگ شد.
نه تاب اعدام باباش رو داشتم و نه صبر حبس رفتن دخترشون رو.
بچه اون دستمال رو بده که آبغوره امون نمیده کمى عاقلانه فکر کنم !

ببینید مطلبش اینجاست :
http://www.iranian.com/main/۲۰۱۲/jan/negar-monazami-prisoner-day
اگر لینک کار نکرد عدد ٢٠١٢ آنرا به اعداد لاتین تغییر دهید.
خبرش ، میگه "خانم نگار منظمى که باباش کشته اعدامهاى دهه شصته امروز به زندان افتاده" !

خانم نگار منظمى (منیژه) بهمراه بچه هاى خودم در جشن تولد نه سالگى رضا پسر کوچیکم.
دوستها هم دوستاى قدیم. نگار (منیژ) و خانواده اش رو نزدیک به دو دهه هست که میشناسم اما این باباى ناقلاش هیچ وقت نگفته بود قبلاً اعدام شده !
عجب دوستاى بى مرامى ما داریم.
حالا شهناز خانم نصف شبى زنگ زده بود و خبر رو از روى اینترنت براى من میخواند و میخندید !
از کنارش هم صداى خنده دخترش ، خانم " نگار منظمى " (منیژه) میامد که میگفت عمو ملاقات اومدى کمپوت یادت نره !
پیش خودم گفتم " این رژیم جمهورى اسلامى عجب شعبده بازیه ها ! از یک ور یارو رو سى سال پیش اعدام کرده ولى طرف بیست ساله تو سوئد داره حال میکنه و از طرف دیگه هم یکى رو تو اوین حبس کرده ولى در اًّن واحد خانم داره تو استکهلم کنار خانواده اش از خنده ریسه میره !
خدا بداد شما آدمهاى ساده برسه با اینهمه کلاش تو دنیاى نامرد سیاست.

مهدی صیادى فرد
ایران / تهران!
 

دولت فکری بحال دویست هزار تخریبچی بیکار کند!

فرستادن به ایمیل چاپ
پنج‌شنبه، ۲۲ دی ۱۳۹۰ / ۱۷ صفر ۱۴۳۳ / ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲ / ۱۱:۲۲

 


دولت فکری بحال دویست هزار تخریبچی بیکار کند!


مطلب زیر که در خصوص ترور دکتر علیمحمدى و شهریارى نوشته شده را بخاطر دارید؟ (آدرس/لینک آن در ادامه/پایان مقاله آمده است)
گزینه نظامی را در خصوص آمران ترور نخبگانمان بر روی میز بیاوریم

MostafaAhmadiRoshan

 

عیب نداره! ماهى رو هروقت از آب بگیرى تازه است.
ناتو صد هزار سرباز کنار گوشمون داره و فلسطین اشغالی سه میلیون راٌس.
یکی از شیوههاى رایج بین صهیونیستها مهاجرت به فلسطین اشغالى تا زمان کسب اقامت و پاسپورت و سپس سفر و اقامت و اخذ تابعیت کشورهاى سرمایه داریست که از شهروندان سرزمینهاى اشغالی ویزا طلب نکرده و یا به آسانى به آنها ویزا میدهند.
لزومى ندارد در شکار آنها به کشورهائى فکر کرد که صادقانه نقشى در ترور مردم بیگناه ما و دانشمندان ما ندارند بلکه میتوان از همان کشورهاى خودشان و برخى کشورهاى همسایه نا نجیب خودمان کار را آغاز کنیم. به مرگ کسى هم راضى نشده و تا پایان گرفتن این سیاست خصمانه ، از سربازان آنها تنها اسیر بگیریم. ( راستى چه خبر از فتح الله منوچهرى یا بقول خودش فرود فولادوند ؟! )
خوب میدانید که با گوشه چشمى به مجاهدین افغان ، حزب الله لبنان ، ایلدریغهاى ترک و و و ، زندانهاى شما پر خواهد شد از دوستان ابرى و انگلیسی زبان. امیدوارم به نصایح حقیر وقعى گذاشته نشود (!) و موضوع با خوندن ورد و پوف کردن دور دانشمندانمون به خوبى و خوشى پایان یابد. نشد هم آجیل مشکل گشا فراموش نشود. میتوان در مواقع لازم تخم هم شکاند. یحتمل راههاى دیگرى هم هست. دوستان پیشنهاد دهند.

حافظه رو میبینی!
داشت یادم میرفت راجع به تیتر هم چیزی بنویسم!

دولت پارسال قول دو نیم میلیون کار داده بود که شکر خدا داره خوب پیش میره فقط از بچه های جنگ یه دویست هزار نفری هم "تخریبچی دوره انفجارات دیده" بیکار داریم که کاش صاحب کار بشن.
همین. جمله "اطلاعاتی" بود و به مطلب سیاسی فوق رابطی نداشت. (دانستن حق مردم است)!
هر آنکس سخن ناصحان نشنود ...

 

 

سید و سپهر

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
دوشنبه، ۱۲ دی ۱۳۹۰ / ۰۸ صفر ۱۴۳۳ / ۰۲ ژانویه ۲۰۱۲ / ۲۲:۰۱


چند خطی از داش محمود برای داش محمود!
سید و سپهر !

(شعر نمیدونم چاپ گاهنامه فکه داش حمید داودآبادی یا جبهه داش مسعود ده نمکی بوده، اما بهر حال شاهکاریست از دلنوشته های شهید داش ابوالفضل سپهر)


چشمم به جمال سید مسعود این سفر روشن شد و شب پیش از سفر مژده رسید که جنازه سید محمود هم اومده و جاش تو قطعه چهل و یکه "سید محمود موسوی کلاله".

صبح روز سفر مثل دیونه ها پریدم یه آژانس گرفتم و خودم رو به چهل و یک رسوندم.

نه اونجا پیداش کردم و نه قطعه شهدای گمنام کناریش.

وقت تنگ بود و باید میرفتم.

دنیا رو ندید گرفتم و مثل دیونه ها حرفهائی رو که باید سر خاکش میزدم بلند بلند همون بین راه باهاش میگفتم.

آدمها خیره میشدند اما ملالی نبود. باید از پیش اونها هم بزودی میپریدم.

خیلی بهش دریوری گفتم و گله کردم.

" انگار ما باید هر وقت پیش تو نامرد میائیم با چشم گریون برگردیم. همیشه همینطور بوده سید".

سی سال پیش هم از هم با گریه جدا شدیم. اول اون تو بغل من گریه کرد و بعد من پشت فرمون تا خود اهواز...

باید برمیگشتم و وقت نبود و حدود هفت هشت قبر به سر قطعه شهدای گمنام بیشتر نمونده بود.

شهدا رو واسطه کردم و گفتم " من گلها و گلابم رو سر آخرین مزار شما میگذارم,شما ازش بپرسید گناه ما رو"!

چیزی به آخر خط نمونده بود که یکدفعه از میون اون سنگها یکسری "کبوتر" به آسمون پریدند.

گفتم شاید اونجا مزار سید باشه.

بدو بدو خودم رو به اونجا رسوندم.

،دیدم مزار داش "ابوالفضل سپهر" ه...

شاعر شوریده بسیجی که همین چند سال پیش از زخمهای شیمیائیش راحت شد و پرکشید
شب شد و دیوانه ام
بر در میخانه ام
شمع رخ یار را
باز چو پروانه ام
یار سفر کرده ام
دل به تمنای توست
قیم من قامت بی سر رعنای توست
رفتی و در گوش جان
نعره و آهنگ توست
یار سفر کرده ام
باز دلم تنگ توست ...


گل و گلاب رو تقدیم داش سپهر کردم. حساب ما و سید محمود ظاهراً قرار نیست حالا حالاها تسویه بشه. ... Posted from my iPhone using Joomla Admin Mobile!
 

اربعین هم گذشت، کم کم راهى غربت میشم

فرستادن به ایمیل چاپ
شنبه، ۲۴ دی ۱۳۹۰ / ۱۹ صفر ۱۴۳۳ / ۱۴ ژانویه ۲۰۱۲ / ۱۸:۳۲


اربعین هم گذشت، کم کم راهى غربت میشم
یکى دو روز دیگه (با چند روز تاٌخیر) عازم سوئدم دوباره!



مهدى صیادى فرد
ایران/تهران
 

اسیر سالهای دور

فرستادن به ایمیل چاپ
یک‌شنبه، ۱۸ دی ۱۳۹۰ / ۱۴ صفر ۱۴۳۳ / ۰۸ ژانویه ۲۰۱۲ / ۲۰:۲۳

 

 

اسیر سالهای دور

امروز مهمون "حسین ابراهیمی" اسیر یک دهه صدام ملعون بودم.

حسین تو عملیات رمضان اسیر شد و بعد پایان جنگ آزاد. ئوستی ما برمیگشت به اول انقلاب.

 

hossein_ebrahimi

 


صفحه 1 از 37

دیگه چه خبر ؟

جهت دیدن تازههای فیسبوکی من به پائین صفحه سایت (همین صفحه) مراجعه کنید. مطالبی را که تاریخ مصرف دارند را آنجا درج میکنم.

ورودی اعضاء



تغییر طرح صفحه

آخرین نظرات ارسالی

RSS

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counter - امروز -------7
mod_vvisit_counter - دیروز ------1013
mod_vvisit_counter - این هفته ----3837
mod_vvisit_counter - هفته گذشته -6961
mod_vvisit_counter - این ماه- -----25386
mod_vvisit_counter - ماه گذشته ---43093
mod_vvisit_counter- کل بازدیدها -1536269

تعداد آنلاینها : 7
آی پی شما : 38.107.179.217
,
امروز : 04 اسفند 1390

 

با فشار نشانگر/کلیک  و با تصویر برداری/اسکن کردن این تصویر ارجاع سریع/کیو آر

توسط برنامه مربوطه در تلفن همراه خود به "خبرخوان" پایگاه مراجعه کنید

barcodeMehdiSe111

Get Mehdi`s news on your handheld device by scanning in the above "Quick Response" code / click on it